|
|
|
چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی چه بغزها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیلِ آتشین سخن ، تبربه دوشِ بت شِکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی از ابتدای هفته ام در انتظار جمعه ام به جمعه صبح و ظهر،نه،غروب شد نیامدی يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجة فأوف لنا الكيل و تصدق علينا ان الله يجزي المتصدقين ....... ما ديگه كاري از دستمون بر نمياد تو كمكمون كن تو دست ما رو بگير............ ......... دوتا کبوتر تو مدینه آشیونه داشتند تو کوچه های بنی هاشم آب و دونه داشتند یروز یعد�`ه صی�`اد بی سروپا رسیدند لونه اون کبوترا رو به آتیش کشیدند بال و پر یکی از اون کبوترا رو بستند بال و پر اون یکیشون رو تو قفس شکستند زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟ يادش بخير ميرفتم حرم تا سحر ميموندم اونجا . دلمو ميدادم دست آقا . اونايي كه رفتن ميدونن تو حرم ميشه امام رضا رو ديد نميدونم ولي ... وقتي ميگن رئوفه وقتي ميگن مهربونه راست ميگن اصلا همش حس ميكنم صفت غالب امام رضا همون مهربوني ايشون هست وقتي دم در حرم مي ايستي وقتي گنبد رو ميبيني سرتو كه خم ميكني دست كه رو سينه ميذاري با دلشكستگي ميگي : السلام عليك يا علي بن موسي الرضا.... وقتي وسط سلام بغض گلوتو ميگيره احساس ميكني آقا يه نگاه تو چشات ميكنه با همون مهربونيش دست رو سرت ميكشه آرومت ميكنه ... خوش بحال اونايي كه اينقدر بي تابي ميكنن دل رئوف حضرت طاقت نمياره ديگه اونا رو تو آغوشش ميكشه آرومشون ميكنه........ كيه رفته مشهد امام رو نديده؟ كي ميتونه بگه رفتم و نديدم ؟ محاله ... اونم امام رضا مگه مهمون نوازتر از اون ميبيني ؟ قبل از اينكه مشهد برسي مياد استقبالت . كيه كه چشماش به ضريح خورده و جمال حضرت رو نديده؟ مگه ميشه ؟ جواب سلام كه واجبه چطور سلامش كردي و جواب نشنيدي اون كه جواب داد تو حواست كجا بود؟ ميرسي به در حرم معنويت بهت غالب ميشه در حرم رو ميبوسي يه قدم ميري جلوتر چشات كه به گنبد نورانيش ميفته بي تاب ميشي سرتو خم ميكني سلام ميكني ... صداي زمزمه زائرا رو ميشنوي يه سري كنار باب المراد نشستن منتظر شفاي مريضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضريح مگه نميخواي اين دل مريض هم شفا بگيره مگه نميخواي اين دل پر معصيت با يه نگاه آقا پاك بشه دلي كه جاي هر كس و ناكس نيست دلي كه بهت دادن گفتن پاك نگهش ميداري جاي خداست ... چقدر بهش بي توجهي كردي چقدر با گناه سياهش كردي به حضرت بگو دستم از همه جا كوتاهه گفتن بيا پيش غريب الغربا منم اومدم اينجا يه عنايتي كن آقا اگه دلت شكست يعني اذن دخول رو گرفتي . جلوتر ميري هر چي به ضريح مبارك نزديكتر ميشي سر وصداها بيشتر ميشه سر وصدايي كه دوستش داري زمزمه ايي كه برات آشناست همراه درد دلاي مردم صداي بال ملائك هم شنيده ميشه ........يه غم سنگيني رو دلت ميشينه يه بغضي كه نميدوني چرا هر وقت به ضريح نزديك ميشي گلوتو ميگيره يه حالي كه شايد ناشي از غربت سلطان و شاه خراسان هست فقط يه جورا دوست داري سر رو شونه امام بذاري و تا صبح قيامت اشك بريزي .. به اوج بي نيازي ميرسي ديگه هيچي نميخواي از همه جا بريده شدي يه سبكي و يه احساس پاك يه آزادي از قفس بدن يه عروج از فضاي پست دنيا ... شايد ساعتها بگذره و تو حس نكني نميدوني كجا داري سير ميكني كجا داري ميري يا بهتره بگم كجا دارن تو رو ميبرن فقط اونقدر روحت شفاف شده كه يه چيزايي ميبيني كه قبلا نميديدي......... آخه تو كه اينجوري منو آواره خودت كردي چطوري دلت اومد بگي برو تو كه ميدوني چه دلي دارم چرا نذاشتي بيشتر بمونم اصلا من حالا كجا برم برگردم به دنيا و شلوغي دست و پا گيرش؟ ولم نكن همه جا دستمو بگير غريب الغربا ...... اللهم عجل بظهور الحجه بچه ها ۱سال از فاطمیه پارسال گذشت ما هنوز نتونستیم بریم مدینه بیاید تو فاطمیه تو هیت دعا کنیم اقامون بیاد انشالله با اقامون بریم سر قبر مادرمون اون لذت داره کنار اربابت بری کربلا٫مدینه٫سامرا٫نجف٫کاظمین٫همین مشهد خودمون و...
چه صفايي داره وقتي آماده بشي براي حرم آروم آروم به نشانه احترام راه بري سرتو بندازي پايين وگرنه اينقدر عجله داري كه دوست داري عين كبوتراش پرواز كني بشيني رو گنبد طلا .. با هر قدم دلت تندتر ميزنه .
.........يه دنيا شرمندگي يه دنيا خجالت از حريم كسي كه دعوتت كرد و بهش قول ميدي آدم بشي ولي وقتي برميگردي ...
چقدر ادعاهاي ما زياده چقدر بوي ريا از كارامون مياد يه كار كوچولو ميكنيم دوست داريم به همه بگيم من فلانم من چنانم با اخلاص خداحافظي ابدي كرديم!!! و ديدار به قيامت گفتيم با خودمون عهد بستيم هر جوري هست مانع ظهور بشيم فقط الكي الكي ادعا ميكنيم منتظريم عاشقيم محبيم ... به كوچكترين بهانه ها دل همديگه رو ميشكونيم زود قضاوت ميكنيم و تهمت ميزنيم همديگه رو وادار به دشمني ميكنيم حتي حرفاي به ظاهر خداجويانه ما عمقش ريا و خودپسندي شده دوست داريم به همه بگيم ما عقل كليم همه بايد مثل ما بشن به هر كسي رسيديم از خودمون گفتيم و گفتيم نشون داديم خيلي به فكر اسلاميم و در واقع هيچ و پوچيم ... آخه چه بلايي سر ما اومده ؟ اين خصلتها در شيعه علي چكار ميكنه؟ جاي اين رذايل دل يه بچه شيعه كه نيست ....
دلم بدجوري پره از اونايي كه فكر ميكردم ..... ولش كن بيخيال . خودمم دست كم ندارم!!!
فردا كه مولاي ما ظهور كرد بايد بهش جواب بديم كه چرا با كارامون هم فرج رو عقب انداختيم هم دل حضرت رو شكونديم اونهم چجوري هي ادعا كرديم ما جزو ملائك مقربيم
اونايي كه تازه از مشهد برگشتن اگه يه ذره هم عوض نشدن زيارتشون بي اثر بود مشهد رفتن كه فقط ديدن ضريح و چند قطره اشك نيست حرم يعني تحول يعني عوض شدن يعني حداقل يه قدم بالا رفتن ...
زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟ دوست نداري دوباره ديوونگي كني جلوي حرمش ؟ از خود بيخود بشي و رضا رضا كني اونجا ديگه بهونه واسه اشك ريختن نيست راحت راحت يه گوشه ميشيني و هر چي تو دلته خالي ميكني .. صفايي داره كه جای دیگه پيدا نميشه . خوش بحال اونايي كه هميشه حال و هواي مشهد و حرم تو دل اوناست خوش بحال اونايي كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه . نماز كه ميخونن روحشون پر ميكشه اونجا ...
دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بيقرار از اينور به اونور صحن و گنبد ميپرن ... دلم تنگ شده واسه وقتي كه وارد حرم ميشدم ... دلم گرفته از آخرين خداحافظي كه با حرم كردم وقتي كه اينقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم وقتي كه نزديك در شدم گفتن بريم طاقت نياوردم بايد ميرفتم ولي دلم نميذاشت سرمو كه خم كردم بگم با اجازه من رفتم ‚ ياد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز هيچي نگفتم هنوز گيجم باورم نشده اومدم چرا با اين عجله ميگي برو من كه هنوز كارت دارم علي بن موسي الرضا ... واي از اون وقتي كه ديگه به هر ترتيبي شده از حرم ميبرنت بيرون بريم ديگه داره دير ميشه .. ولي تو در عالم خودتي يه بغض تو گلوته كه شكسته و چشمات اشك ميريزه تو راه همش به فكر اون لحظاتي بودي كه تو حرم گذشت اون حال و هوا اون صفاي حرم ... صحنها ، سقاخونه ها ، خادمها ، كبوترا ، زائرا ... هر چند دقيقه سرتو برميگردوني عقب يه نگاه به گنبد ميندازي انگار يكي داره با تيشه به دلت ميزنه ...
التماس دعا