|
چيزی جز سکوت در برابرت ندارم...هيچ ! حالا من در هياهوی درونم گم شده ام ببين به کجا رسيده ام فقط يکبار بنگر به من ببين چگونه می پرستمت
ببين به جای اشک برايت دعا می کنم..
ببين برای گفتن ِ ؛ دوست داشتنت ؛ التماس می کنم در سکوت می شکنم..... تو را فرياد می زنم..... در سکوت اشک می ريزم...برای تو لبخند می زنم.... بمان !!!! ....بمان تا فريادم به گوشت برسد..... لبخند بزن...که آرزوی ديدنش را دارم... هنوز صدای خنده هايت در گوشم آواز می خوانند.. آواز سر مستی ..آواز زندگی به پاکيت قسم...به زلالی آب قسم دوستت می دارم....... |