تبليغاتX
آشیانه -
خودمونیا
آموخته ام که وقتي عاشقم ، عشق در ظاهرم نيز نمايان مي شود.
 آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .
 آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشقش شويم .
 آموخته ام که اين عشق است که زخم ها را شفا ميدهد ، نه زمان .
 آموخته ام که تنها کسي مرا شاد ميکند ، که بمن ميگويد « تو مرا شاد کردي »
 آموخته ام که گاهي مهربان بودن بسيار مهمتر از درست بودن است .
 آموخته ام که مهم بودن خوبست ولي خوب بودن مهمتر است .
 آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي که از طرف کودکي داده ميشود « نه » گفت .
 آموخته ام که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .
 آموخته ام که زندگي جديست ولي ما نياز به «دوستي» داريم که لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .
 اموخته ام که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميدنش.
 آموخته ام که زير پوست سخت همه افراد کسي وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.
 آموخته ام که خدا همه چيز را در يک روز نيافريد ، پس من چگونه ميتوانم همه چيز را در يک روز بدست آورم .
 آموخته ام که چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد.
 آموخته ام که وقتي با کسي روبرو ميشويم ، انتظار لبخندي از سوي ما دارد.
 آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان با آن نگاه را وسعت بخشيد .
 آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاري ندارد.
 آموخته ام که به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست .
 آموخته ام که خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن .
 و آموخته ام که قطره درياست ، اگر با درياست .
 و آموخته ام که
عشق ،  مهرباني ، گذشت ، صداقت و بلند نظري



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 22:4 توسط ..:: داداشا ::..