نه اينكه بخوام تهديد كنم اما من مجبور نيستم به همه شرايطي كه ... براي بودن من با خودش لازم ميدونه رضايت بدم. آدم اجتماع گريزي نيستم اما اگه لازم بشه تنهايي رو به همه چيز ترجيح ميدم. آدم حساسي نيستم اما اگه كاسه صبرم لبريز بشه به شدت در بيادآوري تمام لطف ها و مرحمت هايي كه در حق من روا داشته شده حافظه خوبي دارم. كبريت بي خطر هم نيستم كه از سوختن بترسم. بزرگترين اشتباه من اينه كه زياد در مورد اشتباهاتم فكر ميكنم و باز فكر ميكنم كه بقيه مردم هم در مورد اشتباهاتشون خوب فكر ميكنند تا دوباره تكرارش نكنن. اشتباه من اينه كه فكر ميكنم اگه كسي حق من رو پايمال ميكنه حتما حواسش نبوده! اگه كسي با كنايه و طعنه با من يا در مورد من حرف ميزنه حتما شب كه شد از اشتباهش پشيمون ميشه. اشتباه من دقيقا اينجاست كه كاسه صبرم يه مقدار گود شده! وگرنه اگه من هم هر سلام و احوال پرسي رو "ايشالله ديگه نبينمت" تعبير ميكردم به عقيده بعضي ها وضعم بهتر از الان بود! لال بشن اين بعضي ها!
چيه؟! تا حالا آدم عصباني نديدين؟ نگران نباشين. اتفاق بدي نمي افته. توي تنهايي من خدايي هست كه كنايه نميزنه، من رو از خودش نمي رنجونه، انتظار بيجا از من نداره، دروغ نميگه و به قولش وفاداره. اگه صد ها ساعت هم باهاش تنها باشم يه ذره هم دلم - براي آدمهايي كه فكر ميكنن وابسته بهشون هستم يا وظيفه دارم راضي نگهشون دارم - تنگ نميشه. خوشبختانه يا بدبختانه اونقدر مغرور هستم كه وقتي گفتم خداحافظ ديگه به سلام فكر نكنم
اینم فال حافظ من : ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش/بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش